تبليغاتX
دهشک دات کام
باز هم

بوي باران، بوي سبزه بوي خاك


شاخه هاي شسته ، باران خورده ، پاك


نرم نرمك ميرسد اينك بهار

* ـ *  ـ *  ـ *  ـ *  ـ *  ـ *  ـ *  ـ *  ـ *

 

بادت اند شهریاری برقرار و بادوام !

 

سال خرم ، فال نیکو ، مال وافر ، حال خوش !

 

اصل ثابت ،نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام !

 

 سال۱۳۸۸  بر تمامی ایرانیان خجسته و مبارک باد

 

نوشته شده توسط سیفی در پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت 16:34 | لینک ثابت |
   

 

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه

واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی

 

سلام بچه ها خسته نباشید من بعد مدتها دوباره برگشتم

 

مزایای بد حجابی و مانکن ها در خیابان:

1-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه

 ۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن

قیمت خروس در حد گاو

 ۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت

به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به

دیوار مورچه خاک به گور)

 ۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد

نیروگاه بوشهر

 ۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این

 ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))

 ۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب ...عنکبوت..اتو

زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف

 ۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی

 ۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها

 ۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد هدر میرفت

 ۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن

 مانتوهای چسبان

 ۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی

نظیر دانشگاه و اشپزی

 ۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر داف ممکن

   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوس داشتن دل ميخواد نه دليل پس من دوووووووستون دارم بي دليل


زندگي شهد گل است
ميخوردش زنبور زمان
آنچه مي ماند از آن
عسل خاطره هاست...

 



نشنو از ني ني حصيري بينواست
بشنو از دل دل حريم کبرياست
ني بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه ي دلبر شود...

صدام مي كني
آرزو مي كنم كاش كر بودم
تو كه لال نمي شي ...


دلم بدجور هواي دستها ت رو كرده.


لحظه شماري مي كنم


براي اون لحظه كه حقت رو كف دستت بذارم

عشق تو توي قلبم


مثل يه افغاني مي مونه كه از ايران بيرون نمي ره


مثل نذير شنبه كه از خونه شكوه بيرون نمي ره



 

آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد" کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست... " کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد

 

اسم این شهر عجیب است بیا برگردیم، قصد این قوم فریب است بیا برگردیم، آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است ولی در دل ما دختر عشق نجیب است بیا برگردیم .


نوشته شده توسط سیفی در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 10:39 | لینک ثابت |

 

شهرستان قائنات از جمله شهرستانهاي خراسان جنوبي بوده كه در حد فاصل 33 تا 34 درجه عرض شمالي و 38 تا 60 درجه طول شرقي واقع شده شمال آن شهرستانهاي خواف و گناباد ، غرب با فردوس و از سمت جنوب به شهرستان بيرجند و از شرق 169 كيلومتر با كشور افغانستان مرز مشترك دارد. اين شهرستان با 17832 كيلومتر مربع يك هفدهم خراسان قديم و يك نوزدهم ايران مي باشد . فاصله غربي ترين تا شرقي ترين در امتداد خط مستقيم 225 كيلومتر و از شمال به جنوب90 كيلومتر و با شكل متناسب يك مستطيل كه از استانهاي قم ، كهكيلويه و بوير احمد ،چهار محال و بختياري و گيلان و حتي از كشورهاي نظير بحرين،قطر ،لبنان و قبرس بزرگتر و مساحت تقريبي آن معادل فلسطين وكويت مي باشد. مركز اين شهرستان شهر قائن كه برروي دشتي به همين نام ميباشد. شهر قاين در مسير بزرگراه آسياي مشهد به زاهدان تا مرز افغانستان 180 كيلومتر فاصله داشته و از سطح دريا 1440 متر بلندي دارد و از دو شهر بيرجند و گناباد فاصله اي مساوي 105 كيلومتر در 372 كيلومتري جنوب مشهد و از تهران 1300 كيلومتر فاصله دارد .
 

بزرگان زيادي همچون ماركوپولو ناصر خسرو و خواجه نصير كه از قائن ديدن كرده اند، همه از آن به بزرگي ياد نموده اند.

 

منبع : سایت قاین  qayen.com

 

مطالب بیشتر در مورد قاین را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیفی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 17:4 | لینک ثابت |
 این مطلب قصد دارد اعمال ناشایستی که بعضا توسط برخی افراد در جامعه انجام میشود را در قالب طنز به چالش بکشد که امیدوار است مورد رنجش خاطر کسی نشود

 

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

 ۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

 ۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

 ۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

 ۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!

 ۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید

 ۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید

 ۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید

۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون ۱۲

- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

 ۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید

 ۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید ۲۲- توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید چه حالی می شه)

 23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه

 24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید

 25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود

 ۲۶- از یه دختر که ساعت نداره ساعتو بپرسید بعد که گفت نداره بگید اشکال نداره خودم دارم

               پسران و احیانا دختران "سادیسم دار" عزیز در تکمیل این صدگانه مارا یاری دهید

نوشته شده توسط سیفی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 8:43 | لینک ثابت |


تفاوت هاي زن خوب که اصلا پیدا نمیشه و مرد شکمو که اتفاقا زیاد پیدا میشه!




سالگرد ازدواج

1) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

1)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

روز مرد

1) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)

40 روز بعد از تولد بچه

1) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)

40 سال بعد

1)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟

2 ثانیه قبل از مرگ

1) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه

وصیت نامه

1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

اون دنیا

1)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)
2)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

نوشته شده توسط سیفی در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 21:14 | لینک ثابت |
سلام

میغ میغ ...

 

نگاه منطقي يک ترک به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه نوماس اديسون نبود..مجبور بوديم تو تاريکي
تلويزيون نگاه کنيم

شباهت یواشکی زن گرفتن با انرژی هسته ای ۱ جفتشون حق مسلم ماست 2. مخفيانه بايد انجام شود 3. مواقع ضروري
استفاده مي شود 4. وقتي لو رفت جنگ مي شود

مي دوني اگه توي يک جيبت 80هزار تومان و توي جيب ديگرت يه چک پول باشه چي مي شه؟
بابات داد مي زنه مي گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشيدي؟

ترکه بيست تومني تقلبي ميزنه همه مي فهمن چون رينگ تراكتور رو اسپرت كرده بوده.

يدوني شباهت دختر خوب با دايناسور چيه؟ نسل هر دو منقرض شده
حالا شباهت پسر خوب با پري دريايي چيه؟ هر دو از اول افسانه بودند!!!

طبق آخرین مصوبه مجلس اسم قزوين به پيکان جوانان تغيير یافت!!!

رسم زمونه:

  تو چشم میذاری و  من قایم میشم

  و تو 

به جای من یکی دیگرو پیدا میکنی!

 

خدا نگهدار

نوشته شده توسط سیفی در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 14:14 | لینک ثابت |
زن ها مثل چي هستند ؟    
 

خانم ها مثل راديو هستند
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند

خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد

خانم ها مثل موتور گازي هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

خانم ها مثل موبايل هستند
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند

خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود

خانم مثل فلزياب هستند
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

خانم ها خيلي زرنگ هستند
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند

 

مرد ها مثل چي هستند ؟      

مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكي از آنها هست ولي نميدانيد به چه درد ميخورد

: مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند
. حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد

: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند

: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني

: مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند

: مردها مثل « جاي پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم

: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند

: مردها مثل « باران بهاري » هستند
. هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود

: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان

: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند

: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد

 

اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه

توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره

 

 

چطور مي شه فهميد که يه پسر ايروني هست      

چطوري مي شه گفت که تو يک پسر ايروني هستي
اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده
اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني
اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني
اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي
اگر روزي 5 بسته سيگار بکشي اما به همه بگي که سيگار نمي کشي

اگر که حدود 35 سال سن داشته باشي اما روي سرت مو نباشه
اگر که هميشه برنامه تلويزيون هاي ايراني رو تماشا بکني اما هميشه از برنامه بد اونها گله داشته باشي
اگر که از کسي تقاضاي ازدواج کني و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داري
اگر همسرت رو طلاق دادي اما همچنان اجازه نمي دي که اون با کسي ديگه قرار بذاره
اکر که در ايران مخ پزشکي هستي اما در اينجا در چلو کبابي کار مي کني
اگر که 3 تا پيجر و 2 تا مبايل حمل مي کني ولي هيچ وقت کسي بهت زنگ نمي زنه
اگر که ادعا مي کني که پدرت بهترين دوست ؟ بوده
اگر که خونه نداري و هنوز بي کاري اما بي .ام. و مي روني
اگر که مجبوري بيشتر از يکبار در روز اصلاح کني
اگر که در ايران يک قهرمان 4 ستاره بودي اما حالا در واشينگتون دي سي راننده تاکسي هستي
: اگر که ازت سوال کنن
where are you from?
و تو جواب بدي که ايتاليايي اما همچنان توي دستت تسبيح داشته باشي
اگر که اسپاگتي با ماست داشته باشي اما با قاشق به جون ته ديگ بيفتي
اگر که توي توالت آفتابه داشته باشي و اگر نه يه بطري پلاستيکي کارش و به خوبي انجام مي ده
اگر که دوستاتو براي شام دعوت کني و پيتزا سفارش بدي ولي هنوز يه مقدار برنج اضافي دم کني
اگر که باور کني که هيچکس بهتر از ما نمي تونه کباب درست کنه
اگر که سگ داشته باشي اما اجازه ندي که داخل خونه و حتی حیاط بياد

 

 

 

نوشته شده توسط سیفی در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 21:50 | لینک ثابت |

روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
 

 
نوشته شده توسط سیفی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 21:42 | لینک ثابت |
چگونه از يک CD سوخته حداکثر استفاده را ببريم؟

(ويژه همشهريان ناخن خشکي که حتي از خير يک CD سوخته هم نميتوانند بگذرند!)

1- اگر جاسوئيچي نداريد ميتوانيد از CD به عنوان يک جاسوئيچي زيبا استفاده کنيد.

2- در داخل ماشينتان ميتوانيد از آنها بعنوان طلسم استفاده کنيد.

3- براي بازي پرتاب ديسک به جاي ديسک از CD هاي سوخته استفاده کنيد.

4- اگر پول نداريد براي بچه‌هايتان اسباب بازي بخريد، ميتوانيد آنها را با اينگونه وسايل (بلانصبت) خر کنيد و طرز بازي با نور را به آنها بياموزيد.

5- همشهريان ناخن خشکي که از هر چيزي نهايت استفاده را ميبرند از پشت CD بعنوان آينه و از روي CD بعنوان چکنويس استفاده کنند.

6- (براي آقاياني که ميخواهند از ولخرجيهاي خانمهاي خود جلوگيري کنند) استفاده از آنها به جاي دکور بر روي ديوار به جاي ظروف ميناکاري گرانقيمت و درون جادکوري به شکلهاي زيبا توصيه ميشود.

7- وقتي خسته و بيحوصله هستيد و کسي هست که زياد روي اعصاب شما راه ميرود يکي از اين CD ها را در دهان شخص وراج فرو کنيد.

 

نوشته شده توسط سیفی در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 ساعت 20:5 | لینک ثابت |
): پسر ميگه :دوست دارم ) ( دختر ميگه :خفه شو ) ( پسر : عاشقتم ) ( دختر : خفه شو ) ( پسر : ميميرم واست )‌ (دختر : خفه شو ) ( پسر : فدات شم) ( دختر : خفه شو ) (پسر : نوكرتم و خاك زير پاتم )‌ ( دختر : خفه شو ) ( پسر : زنم ميشي ؟ ) ( دختر : جدي گفتي ؟ ) ( پسر : خفه شو
نوشته شده توسط سیفی در جمعه هجدهم اسفند 1385 ساعت 18:55 | لینک ثابت |
 
offshore
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
____